سایه شوم بیکاری بر سر کارگران نساجی بوکان
در راستای تعطیلی ادامه دار کارخانجات و مراکز تولیدی ایران و علی الخصوص بحران پیاپی در کارخانجات نساجی ایران و به تبع آن بیکار سازی های گسترده کارگران در سراسر کشور ، اینبار نوبت به کارگران نساجی بوکان رسید تا سایه شوم و تاریک بیکاری را بر بالای سر خود احساس نمایند .
کارخانه نساجی بوکان که در دوران ریاست جمهوری رفسنجانی در سال 1373 افتتاح گردید و قرار بر این بود که ظرفیت ایجاد اشتغال برای 900 نفر را فراهم آورد امروزه بر اثر سود پرستی و منفعت طلبی کارفرمای این واحد تولیدی ، و از همه مهمتر نبود یک فانون نظارتی به نفع کارگران کمتر از 27 نفر در آن به کار مشغول هستند. در حالیکه در مقاطع مختلف به بهانه های مختلف کارفرما از دلارهای 57 تومانی سود برده است اما باز هم به این قناعت نکرده و شروع به دست درازی به دستگاههای کارخانه نموده است و آنها را در طول این مدت به فروش گذاشته تا جایی که الان تنها دو دستگاه در کارخانه فعال است . و این سیر تدریجی بود برای عملی نمودن تصمیمی که سالها کارفرما و حامیانس در ذهن داشتند و برای آن لحظه شماری می کردند . در این میان کارگران که سالها مانند سایر هم طبقه ایهای خود در سراسر جهان شیره جانشان توسط این شیوه تولیدی مکیده شده ، کارگرانی که سالها نیرو و توان خود را با کمترین دستمزد و تامین اجتماعی در خدمت سود پرستی کارفرما قرار داده بودند بدون کوچکترین توجهی به آنان مانند تفاله ای بی مصرف به گرداب بیکاری پرت می شوند .
این کارگران 7 ماه است که حقوق ماهیانه خود را در یافت نکرده اند ، عید امسال هم گذشت و از عیدی آنان خبری نشد که هیچ ، تصویب حداقل دستمزدها توسط دولت عدالت محور!!!!!بدون دخالت نمایندگان واقعی کارگری در این پروسه و به دنبال ان تصویب تعطیلی کارخانه و ترس از بیکار شدنشان همچون پتکی بر سر آنان فرود آمد .
اما کارگران در مفابل این عمل غیر انسانی کارفرما و حامیانش ایستادند و با اعتراض ها و تحصن های مداوم خود در مقابل فرمانداری و اداره کار شهرستان نشان دادند که قصد کوتاه آمدن در مقابل این ظلم و تعدی های کارفرما را ندارند . در این میان همچنانکه از اول انتظار آن می رفت و بر اساس سنت همیشگی جامعه سرمایه داری مسئولین شهرستان باری از روی دوش کارگران که هیچ سبک نکردند بلکه با ترفندهای مختلف سعی در به انحراف کشاندن اعتراضات آنان نسبت به تعطیلی کارخانه داشتند از جمله اینکه به کارگران گفته شده که به دلیل قطعی شدن تعطیلی کارخانه دیگر کارگرانی وجود ندارند که بخواهند از خود نماینده ای داشته باشند بنابر این آنها باید هر یک یا چند نفر کسی را به عنوان وکیل خود معرفی نموده و از این طریق دنبال حقوق معوفه خود باشند تا انشاالله!!!! در حداکثر زمان ممکن بتوانند به خواسته های خود برسند . این جز تلاش برای متفرق کردن کارگران و ایزوله نمودن آنها چیز دیگری نمی تواند باشد. بنابر این کارگران باید با همکاری و اتحاد خود این حقه و نیرنگ کارفرما و مسئولین را خنثی نمایند و دیگر نسبت به هیچ کدام از آنها توهمی نداشته باشند و در این میان تنها به نیروی واقعی خود تکیه نمایند .
کارگران نساجی در راه احقاق حقوق از کف رفته خویش نیازمند پشتیبانی و حمایت سایر هم طبقه ایهای خود در سایر مراکز تولیدی و علی الخصوص صنایع نساجی می باشند . طبقه کارگر باید دیگر برایش عیان شده باشد که هرروز که میرسد امکان دارد نوبت آنها باشد که برای ابتدائی ترین حقوق خود که همانا حق کار و شغل می باشد مجبور باشند که با کارفرمایان خود رودررو شوند و این مقابله به سراجام خوبی نخواهد رسید اگر که پشتیبانی و حمایت هم طبقه ای های خود را در پشت سر نداشته باشند .
ما از تمامی کارگران و فعالین دلسوز کارگری انتظار پشتیبانی و حمایت از این کارگران را داریم و به نوبه خود دست تمامی کارگران و فعالینی را که از انها حمایت می نمایند به گرمی می فشاریم.
جمعی از فعالین کارگری بوکان24/3/1388